تبليغاتX
چنگ - ’آهنگِ آشغالیِ‘ بتهوون!!

چنگ

وب‌نوشت در باره‌یِ رویدادهایِ جاری

 یادـ‌‌ام می‌آید، چند سالِ پیش، وقتي‌‌که ساکنِ یکي از محلّه‌هایِ نسبتاً فقیرنشینِ قم بودایم، حوالیِ غروب، اتومیبلِ جمع‌آوریِ زباله با آهنگِ خاصّي، به پیشوازِ زباله‌هایِ مردم آمده بود. خب، اقدامي بود، جالب و بدیع. نفهمیدم، این ابتکار فقط در قم بود یا در شهرها و استان‌هایِ دیگر هم، اتومبیلِ جمع‌آوریِ زباله‌شان برایِ خبرکردنِ مردم، از این آهنگ استفاده می‌کردند. از آن پس، هرگاه این آهنگ را می‌شنیدیم، بدین معنا بود که اتومبیلِ جمع‌آوریِ زباله آمده است و حتّا این آهنگ، همه‌ جا به آهنگِ آشغالی معروف شده بود!

بعدها فهمیدم که این آهنگ از بتهوون است و برایِ اِلیس -یا با عنوانِ آلمانی‌اش ’Für Elise‘- نام دارد. برجسته‌گیِ این آهنگ به‌خاطرِ ملودیِ زیبای‌اش که در طولِِ این اثرِ کوتاه، بارها تکرار می‌شود و، همین‌طور به‌خاطرِ این بود، که همه بارها آن را از صدا و سیمایِ جمهوریِ اسلامیِ ایران شنیده بودیم؛ البتّه بدونِ عنوان و نامِ خالق‌اش.

قطعه‌یِ برای اِلیس، درواقع یک ’باگاتل در لاـ‌مینور‘ برایِ پیانو است، که بتهوون آن را در سالِ ۱۸۱۰ تصنیف نمود. باگاتل (bagatelle) به تصنیفي ساده و بی‌آلایش، غالباً برایِ پیانو، گفته می‌شود. بتهوون ۲۶ باگاتل نوشت، که برایِ اِلیس یکي از آن‌ها ست. یکي از تفسیرگرانِ آثارِ بتهوون، به نامِ مکس آنگر معتقد است، که نامِ ’اِلیس‘ را نسخه‌بردارِ اثر، به‌اشتباه از نامِ ’ترزا وان برونس ویک‘ خوانده است، که بتهوون زماني عاشق‌اش بود.[*]

تنها این آهنگ نیست که چنین ماجرایي دارد. بسیاري از معروف‌ترین آثارِ موسیقی هستند که، بارها شنیده‌ایم و بسیار دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیزـ‌اند، ولی نامِ‌شان را نمی‌دانیم. وقتي برایِ اولین بار کنسرتو گروسویِ چهار فصلِ ویوالدی را شنیدم، خیلی تعجب کردم، چون من آن را پیش از آن نیز شنیده بودم و اصلاً برای‌ام تازگی نداشت. همچنین پیش از آنکه فیلمِ ادیسه‌یِ فضایی ۲۰۰۱ استنلی کوبریک را ببینم، نمی‌دانستم که، این آهنگِ باشکوه که شده است، موسیقیِ این فیلم -و چه‌قدر استنلی کوبریک به‌ آن علاقه داشت- پوئم سنفنیکِ چنین گفت زرتشتِ ریچارد اشتراوس است و یا همین نی‌نوایِ حسین علیزاده را، قبل از آنکه به طورِ کامل بشنوم، هم نام‌اش را شنیده بودم و هم خود‌ـ‌اش را، ولی با این همه، نمی‌دانستم نی‌نوایِ حسین علیزاده است! و یا کارمینا بورانایِ کارل ارف را که دیگر حتماً همه‌ شنیده‌اید و جالب این‌جا ست، که همین الان دارید از خودِتان می‌پرسید، کدام آهنگ را می‌گویم! و اگر بخواهم همین‌طور نام ببرم قطعاتِ دیگری هم هستند به همین ترتیب، که آن‌ها را شنیده‌اید ولی نمی‌دانید نامِ‌شان چی ‌ست و خالقِ‌شان کی ست! برایِ مثال، موومانِ اولِ سنفنیِ شماره‌یِ ۴۰ موتسارت، موومانِ کورالِ سنفنیِ شماره‌یِ ۹ بتهوون، موومانِ سومِ سوناتِ پیانو شماره‌یِ ۱۱ در لا ‌ماژورِِ موتسارت و بسیاري دیگر که احتمالاً آن‌ها را در موبایل‌هایِ‌تان بارها شنیده‌اید.

ولی به‌راستی، چرا...؟ آیا باز باید همه‌یِ تقصیرها را به گردنِ صدا و سیما انداخت؟ و یا...

شاید اصلا بگویید، چه اهمّیّتي دارد، که نامِ قطعه و آهنگساز‌ـ‌اش را بدانیم.

شاید...

شما چه فکر می‌کنید؟

 



[*] دورژاک نیز باگاتل‌هایي (اپوس ۴۷) دارد، که برایِ ’دو ویلن، ویلنسل و هارمونیوم (یا پیانو)‘ نوشته شده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 11:7  توسط سروش رسولی  |