تبليغاتX
چنگ - چگونه می شود با موسیقی، نقاشی کرد؟!

چنگ

وب‌نوشت در باره‌یِ رویدادهایِ جاری

آنها گاهی قطعه هایی تصنیف می کردند، که موضوعش یک تابلو نقاشی بود. مثلا قطعه ی «تصاویری از یک نمایشگاه» موسورگْسکی[1] که معروفترین آنهاست، موسورگسکی را،هنگامی  که در یک گالری، در حال قدم زدن و نگاه کردن به گروهی از تابلوهای نقاشی است، نشان می دهد.

 شاید پیش آمده باشد که تصویر یا عکس مورد علاقه تان، شما را وادار به ساختن آهنگی در خیال تان کرده باشد. شما حتی می توانید بروی نقاشی ای که کشیده اید، آهنگی بسازید. آن تصویر می تواند، منظره ای در فضای باز، صحنه ای از یک داستان، یا فقط چیزی که در خیال شماست، باشد. شما می توانید یک منظره ی واقعی با تمام ریزه کاری هایش و یا فقط خاطره و احساسی از یک صحنه را نقاشی کنید. و حتی نقاشی شما فقط می تواند، لکه هایی رنگی باشد، که به هیچ چیز بخصوصی شبیه نیست و فقط نشان دهنده ی یک سبک است.

وقتی یک آهنگ درباره ی یک منظره می سازید، تصور کنید که صداها چگونه خواهند بود. رنگ های درخشان و قوی می توانند، بلند باشند و در عوض قسمت های نرم تر(که با رنگ های روشن مشخص می شود)، هوایی مه آلود و یا حیوانی باوقار، صدایی متفاوت خواهند داشت.

کامیل سِن سانس(1921- 1835)

کامیل سن سانس یکی از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او در دوره ی رومانتیک بزرگ شد و طبیعتاً به آثار فرانتز لیست،[2] آهنگساز مجارستانی که سالهای زیادی از عمرش را در پاریس زندگی می کرد، علاقه داشت و آن ها را تحسین می کرد. همزمان با سن سانس آهنگسازان فرانسوی  دیگری هم، مانند کِلود دِبوسی[3]  و موریس راوِل[4]  زندگی می کردند، که در اوایل قرن بیستم به خاطر به وجود آوردن سبک جدیدی در موسیقی به نام «اِمپِرسیونیسم»[5] بسیار مشهور شدند، ولی سن سانس آثار آنها را نمی پسندید. سن سانس سی سال از دبوسی و راول مسن تر بود، در نتیجه آثار جدید و مدرن آنها را دوست نداشت. او بیشتر دوست داشت آثاری به سبک رومانتیک که در زمان جوانی اش بسیار انقلابی و پیشرو بود، بنویسد. (مانند این که والدین شما تمام آثاری را که شما دوست دارید و از شنیدنش لذت می برید، نپسندند.)

کودکی سن سانس

سن سانس در پاریس به دنیا آمد. مانند بسیاری از آهنگسازان دیگر، او هم از همان دوران کودکی به موسیقی علاقه زیادی نشان می داد. عموی بزرگ سن سانس وقتی که او پنج سالش بود، اولین درسهای پیانو را به او داد. اولین اجرای او در بین مردم در یازده سالگی انجام شد که آثاری از موتسارت[6] و بتهوون[7] را نواخت. او به آهنگسازی نیز علاقه داشت و قطعه های زیادی برای پیانو و آواز نوشت.

سن سانس برای آموختن اُرگ و آهنگسازی به کُنسرواتوار مشهور پاریس رفت. او خیلی زود به خاطر نوازندگی فوق العاده اش بر روی ارگ مشهور شد. «آنتوان روبنشْتایْن»[8] نوازنده ی مشهور پیانو یک بار گفت: «سن سانس بهترین نوازنده ارگ در دنیا بود.»

سن سانس در دوران زندگی اش در چند کلیسای مهم پاریس به عنوان نوازنده ی ارگ انجام وظیفه کرد و همچنین در حدود دویست قطعه ساخت. علاوه بر آن، او پیانیست، رهبر اُرکستْر و معلم هم بود. او کتابهای زیادی در مورد موسیقی، ادبیات، نقاشی، تئاتر و غیره نوشت. سن سانس به چند زبان مسلّط بود. بسیار خوش صحبت بود و از سفر به دور دنیا لذت می برد.

موسیقی سن سانس

در زمان جوانی سن سانس، در فرانسه و ایتالیا، موسیقی اُپرا [9]و باله بر خلاف موسیقی ارکستری، بسیار محبوب بود. گرچه سن سانس سبک های جدید موسیقی را زمانی که سنش بالا رفته بود، دوست نداشت، ولی در زمان جوانی اش، او هم مشتاق انجام کارهای نو و خلاقانه بود. سن سانس [مثل دیگر آهنگسازان فرانسوی]، فقط اپرا تصنیف نکرد و قطعه های زیادی برای ارکستر و همنوازی های کوچک [مجلسی]  نوشت. او کارهای متفاوتی از جمله آثار مجلسی، بیش از یکصد آواز، چند اثر عظیم کورال[10]، دوازده اپرا، اشعار سَنفُنیک برای ارکستر، چندین سنفنی، کُنسِرتو[11] و موسیقی کلیسایی خلق نمود. از آثار معروف او می توان به کنسرتو برای ویُلُنسِل،[12]  کنسرتو برای پیانو، سنفنی[13] سوم و  قطعه ی کارناوال حیوانات[14]، اشاره کرد.

آهنگسازان رومانتیک اغلب با موسیقی به توصیف یک منظره یا داستان می پرداختند. اگر با دقت به بسیاری از آثار سن سانس گوش کنی، می توانی بفهمی، که سن سانس تلاش دارد، چه چیزی را نشان دهد. در یکی از آثار ارکسترال اش، سن سانس  از ساکسیفون برای القای صدای به هم خوردن استخوان های یک اسکلت، استفاده کرده است. علاقه ی سن سانس به کشور های خارجی نیز، در برخی از آثارش متجلّی ست؛ مثلا، پیانو کنسرتوی مصری، سویت[15] الجزایری و آواز پارسی. همچنین در یکی از اپراهایش  به نام «سامسون و دِلیلاه»، از آواز عبری استفاده کرده است.

سن سانس پنچ کنسرتو پیانو نوشت که دومین آنان، امروزه اغلب اجرا می شود. آغاز این قطعه بسیار شبیه کنسرتو پیانو های «باخ»[16] است اما با پِرِستویی شور انگیز خاتمه می یابد. بعضی از آثار سن سانس بسیار روشن و ساده است اما برخی دیگر از پیچیدگی خاصی برخوردار است. سن سانس به خاطر خلق ملودی های زیبا و هارمونی[17] پر شاخ و برگش مشهور است.

کارناوال حیوانات

کارناوال حیوانات معروف ترین اثر سن سانس است. او این قطعه را در سال 1886 در طول یک تعطیلی آخر هفته نوشت. اما در زمان حیاتش، هیچ گاه آن را اجرا و منتشر نکرد. چون گمان می کرد این اثر، خیلی جدی نیست. به هر حال وقتی این قطعه بعد از مرگ وی برای اولین بار اجرا شد، دوستداران زیادی پیدا کرد.

 این قطعه برای دو پیانو و دسته ی ارکستر نوشته شده است. تمام اثر شامل 14 قسمت است که هر کدام حیوانی را توصیف می کند. قسمت های مختلف این قطعه بسیار کوتاه است و بیش از چند دقیقه طول نمی کشد. هنگامی که به قطعه گوش بسپاری، متوجه می شوی، که اثر از چند شوخی موسیقیایی تشکیل شده است. در یکی از قسمت ها، سن سانس از یک ملودی آشنا، از رقص سریع فرانسوی «کَن کَن»، ولی آهسته شده ی آن، برای توصیف خزیدن و رقص یک لاک پشت استفاده کرده است. حتی از یک سری نُت های غیر منتظره به عنوان قدم های لاک پشت بر روی پاهای مختلفش استفاده شده است. یکی از جالب ترین قسمت ها«پیانیست ها» است که چند پیانیست را که در قفسی گیر افتاده اند، در حالی که در تمام روز در حال تمرین موسیقی هستند، نشان می دهد.

در جایی دیگر، شیر ها در قفس شان رژه می روند و بعد غرشی می کنند که پیانو، با یک گام بزرگ کُروماتیک آن را می نوازد. در قسمتی ساز بم کُنتِرباس[18] فیل های سنگین و دست و پا چلفتی را به نمایش می گذارند. در قسمت قو، یک ویلنسل سُلو،[19] به زیبایی یی تصور ناشدنی، یک قو را که به آرامی و وقار در حال شنا کردن  در آب است، به تصویر می کشد. و این تنها بخشی ست، که سن سانس در زمان حیاتش اجازه داد منتشر و اجرا شود و می توان گفت این قسمت یکی از زیباترین قطعه هایی ست که تا به حال برای ویلنسل سلو، نوشته شده است.

موومان[20] های مختلف «کارناوال حیوانات»:

1-     مقدمه و رژه ی شیرها

2-     مرغ و خروس ها

3-     گوره خر ها

4-     لاک پشت ها

5-     فیل

6-     کانگرو ها

7-     آکواریوم

8-     مردی با گوش های بزرگ

9-     فاخته در قلب جنگل

10-  تالار پرندگان

11-  پیانیست ها

12-  فسیل ها

13-  قو

14-  فیناله

پانوشت:



2-  Modest Mussorgsky - (1881- 1839)

3- Franz Liszt  - (1886- 1811) - آهنگساز دوره ی رومانتیک و بهترین نوازنده ی پیانو در تمام ادوار. آثار «لیست»، چنان پیچیده هستند، که به نظر می رسد، آن آثار فقط برای خودش نوشته شده است. از آثاری که نشان دهنده ی سبک شگفت انگیز نوازندگی اوست، می توان به : «سونات در سی مینور» و «سونته دل پترارکا» اشاره کرد.

4- Claude Debussy - (1918 - 1862)

5- Maurice Ravel - (1937 - 1875)

6- Impressionism -  سبکی که در اواخر قرن نوزدهم، در نقاشی اروپا آغاز شد. تولد این سبک مدیون تلاشهای نقاشانی مانند: دولاکروا، کوربه، ترنر و ... بود. نقاشان  امپرسیونیسم با حذف رنگ سیاه در نقاشی تابلویی به وجود می آوردند که گویی دائما در حال حل شدن و ناپدید گشتن است. امپرسیونیسم، اولین بار در نمایشگاهی در سال 1863 به نام «مردودین» (به خاطر اینکه تابلوهایی در این نمایشگاه گرد آمده بودند که نمایش شان در نمایشگاه رسمی پاریس رد شده بود) دیده شد. در این نمایشگاه «مانه» با تابلوی جنجال بر انگیزش به نام «ناهار روی چمن»، معروفترین اثر آن را عرضه کرد. آغازگر سبک امپرسیونیسم در موسیقی نیز یک موسیقی دان فرانسوی به نام «کلود دبوسی» بود که با آثاری چون «بعد از ظهر رب النوع کشتزارها»، «دریا»، «تصاویری برای ارکستر» و ... امپرسیونیسم را در موسیقی مطرح نمود.

7- Wolfgang Amadeus Mozart - (1791- 1756) - موسیقی دان بزرگ اتریشی. خلق آثاری چون «اپرای دخترک خوش باور» در دوازده سالگی، باعث شد تا او را بزرگ ترین کودک نابغه در تاریخ بنامند.او خالق آثار گرانقدری چون: «اپرای فلوت سحر آمیز»، «دون جیووانی»، «سنفنی شماره 41» معروف به «ژوپیتر» بود.

8- Ludwig Van Beethoven - (1827- 1770) - موسیقی دان آلمانی. از آثار او می توان به : «سنفنی شماره ی 3 معروف به اروئیکا»، «سنفنی شماره ی 5»، «سنفنی شماره ی 9»، قطعه ی «میساسولمنیس» اشاره نمود. چیره دستی او در خلق سنفنی باعث شد، نام او به عنوان «پادشاه سنفنی» در تاریخ ثبت شود.

9- Anton Rubinstein - (1894- 1829) - نوازنده ی چیره دست پیانو در قرن نوزدهم.

10- Opera - موسیقی همراه با نمایش.

11- Chorale - آواز مذهبی.

12- Concerto - نوعی فرم موسیقی که برای یک نوازنده ی ویلن یا پیانو، در مقابل دسته ی ارکستر تصنیف می شود.

13- سازی از گروه سازهای زهی آرشه ای، شبیه  ویلن، ولی بزرگتر از آن به طوریکه نوازنده، در هنگام نواختن، به وسیله ی پایه ای آن را به زمین تکیه می دهد.

14- Symphony - نوعی فرم بسیار بزرگ که برای گروه ارکستر تصنیف می شود.

15- The Carnival of The Animals

16- Suite - قطعه ای که متشکل از چند آهنگ رقص که برای ارکستر نوشته می شود.

17- Johann Sebastian Bach - (1750- 1685) - یکی از بزرگترین موسیقی دانان مغرب زمین در دوره ی «باروک».

18- Harmony  - چند صدایی.

19- بم ترین ساز در گروه سازهای زهی - آرشه ای و بسیار بزرگ، به طوریکه نوازنده مجبور است، هنگام نواختن آن، سر پا بایستد.

20- تکنواز.

21- Movement- قسمت، بخش.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 بهمن1384ساعت 11:4  توسط سروش رسولی  |