تبليغاتX
چنگ - از خوانده‌ها: این یک چپق نیست!

چنگ

وب‌نوشت در باره‌یِ رویدادهایِ جاری

در طولِ هفته سر‌ـ‌ام شلوغ است؛ البتّه، نه آن قدر که فرصتِ سر خاراندن نداشته باشم! فقط، آن قدر، که وقت ندارم بنشینم و با فراغِ بال و آرامشِ خاطر کتاب بخوانم، مقاله بخوانم. این است که، در طولِ هفته اگر مقاله‌اي، چیزي به تور‌ـ‌ام خورد، چاپ می‌کنم و می‌گذارم‌اش برایِ روزِ جمعه. و جمعه است که شکمِ از‌ـ‌پیش‌ـ‌صابون‌زده‌یِ ذهن‌ام را پر می‌کنم، از تنقّلاتِ خواندنی.

باري، دیروز هم کتابي می‌خواندم از میشل فوکو، به‌‌نامِ این یک چپق نیست،با ترجمه‌یِ مانی حقیقی که از کتابخانه‌یِ مرکزِ مطالعاتِ استراتژیکِ (CSS) وزارتِ امورِ خارجه به‌امانت گرفته بودم. کم‌ـ‌و‌ـ‌بیش دو هفته پیش، ولی حوصله‌یِ خواندنِ‌اش را نداشتم. دیروز رفتم سراغ‌اش و بی‌مقدمه شروع کردم به خواندن.

فوکو در این کتاب به شرح و تفسیرِ تابلویِ این یک چپق نیست و دو راز رنه مگریت، نگارگرِ (نقّاش) سورئالیستِ فرانسوی می‌پردازد. کتاب به‌طورِ چشمگیري کوچک است و ترجمه‌یِ فارسی‌اش --بدونِ پیشگفتارِ ترجمه‌یِ فارسی و پیشگفتار ترجمه‌یِ انگلیسی‌ و همچنین، دو نامه‌یِ مگریت به فوکو—فقط ۴۳ صفحه است، که در شش جستار بسیار کوتاه نوشته شده است.

البتّه، باید اعتراف کنم چیزِ زیادي از آن نفهمیدم. شاید بیش از این هم نباید انتظار داشت. خُب، فوکو است دیگر، با‌ آن شیوه‌ی خاصِّ گفتار‌ـ اش و واژگانِ خاصِّ‌اش که گاه معنایي دارند، جز آن چه از آن‌ها پی برده می‌شود.

به این نکته هم باید اشاره کنم، که به هر حال ترجمه‌یِ فوکو هم خود کاري ست، دشوار؛ اگر نه، ناممکن. آن هم ترجمه از یکي از زبانِ پرورده‌یِ اروپایی، به زبانِ --به گفته‌یِ آشوری—شلخته‌یِ جهانِ سومی.

بر همه‌یِ این‌ها، باید این کلّه‌یِ پوک‌ام را هم بیفزایم! خب دیگر، با این یکي نمی‌شود کاري کرد! همین طوری است دیگر!

+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 15:4  توسط سروش رسولی  |