کدام کدام است؟ هارپسیکورد یا فورته پیانو؟!
اما متاسفانه تو نمی توانی زیاد به آینده یِ این ساز امیدوار باشی، چون شدتِ صدایِ این ساز زیاد نیست و نمی شود از آن در سالن هایِ بزرگِ کنسرت و کلیسا استفاده کرد. از این ساز می توان در اتاقی کوچک به صورتِ تکنواز، یا به همراهیِ یک خواننده و یا یک ساز زهی استفاده کرد.
همچنین نمی دانی که چطور می توان، بررویِ این ساز تاثیراتِ دینامیکیِ گوناگونی به وجود آورد، چون هنوز هیچ معلمِ پیانویی وجود ندارد و هیچ آهنگسازی برایِ آن، اثری تصنیف نکرده است. با هارپسیکورد می شد تمامِ نت هایِ فورته پیانو را نواخت، ولی امکاناتِ این سازِ جدید را برایِ خلقِ تاثیراتِ ویژه، نداشت. شاید بتوان پیش بینی کرد که در چند سالِ آینده این ساز متداول خواهد شد، اما فعلا فقط بیش از یک اختراعِ جدید و سرگرم کننده نیست.
مشکل بتوان باور کرد که ساز پیانو زمانی ناشناخته و بسیار ضعیف تر از پیانویی که ما امروزه می شناسیم، بوده است. امروز ما پیانو را پادشاهِ سازها می دانیم و با این ذهنیت بزرگ شده ایم؛ سازی که قادر به اجرایی شگفت انگیز و توانا، در یک سالنِ کنسرت است.
پیانو هایِ اولیه با پیانو هایِ امروزی بسیار فرق داشتند. آنها خیلی کوچک تر و از نظر دینامیکی بسیار ضعیف تر بودند و موسیقی دانان دقیقا نمی دانستند، چطور می شود با آن نواخت. از زمانِ اختراعِ این ساز در قرنِ هجدهم تا به حال، تو ثمره یِ سیصد سال کوشش و کاوش هایِ آهنگسازان، پیانیست ها و سازندگانِ آلاتِ موسیقی را، برایِ پیشرفتِ سازِ فورته پیانو، برایِ یاد گرفتن، در اختیار داری. اولین پیانیست ها و آهنگسازان مجبور بودند خودشان دریابند که چگونه بایستی با این ساز نواخت و برایش موسیقی تصنیف کرد.
مخترعِ پیانو یک سازنده یِ هارپسیکورد به نامِ «بارتولومِئو کریستوفِری» (1731-1655) بود. وی اختراعِ جدیدِ خویش را «گراویسِمبالو کول پیانو اِ فورته» نامید که به معنایِ هارپسیکورد ای با شدت و ضعف است که بعد ها به اختصار پیانوفورته یا گاهی فورته پیانو نامیده شد. کریستوفری از ایده ای بسیار ساده استفاده کرد و انقلابی در موسیقی به وجود آورد.
بعد از اختراعِ پیانو توسطِ کریستوفری، مخترعانِ دیگر برایِ بهبودِ کیفیت آن کوشیدند؛ چون اولین پیانو مشکلاتِ فراوانی داشت. پیانویی که کریستوفری اختراع کرده بود، چکش هایِ کوچکی با پوششی چرمی داشت، که نمی توانستند صدایِ بلندی از ساز درآورند. و اگر بیش از حد محکم به شستی ها ضربه وارد می شد، سیم هایِ ساز پاره می شدند. همچنین پیانویِ اولیه فقط پنجاه و چهار شستی به جایِ هشتاد و هشت شستی پیانو یِ امروزی داشت که باعث می شد بسیاری از نت ها را نتوان با آن نواخت.
بزرگترین تغییرات بر رویِ این ساز در اوایلِ قرنِ نوزدهم توسطِ «جان برادوود» اعمال شد. او در ساختنِ بدنه یِ چوبیِ این ساز از فلز استفاده کرد. این تغییر باعثِ قوی تر شدنِ ساز شد و همچنین سازندگان این ساز از این پس می توانستند، سیم های بیشتری که می شد،بیش تر کشیده و محکم شوند، به این ساز اضافه کنند. در نتیجه نوازندگان می توانستند نتهای بیشتری را روی این ساز ایجاد کنند و همینطور با سیم هایی که حالا محکم تر شده اند، می شد صدایِ بلند تری از این ساز درآورد. (با بدنه یِ چوبی، اگر سیم ها زیاد کشیده می شدند، ساز فرو می ریخت.)
همینطور که این ساز نیرومند تر می شد، آهنگسازان و پیانیست ها شروع به کاوش برایِ خلقِ صداها و تأثیرات جدیدی، کردند. یوهان کریستیان باخ، وُلفگانگ آمادئوس موتسارت، موزیو کِلِمانتی و ژوزِف هایدن اولین آهنگسازانی بودند که برایِ پیانو موسیقی نوشتند. یوهان کریستیان باخ برایِ اولین بار با این ساز در سال 1768 در لندن به اجرایِ تکنوازی پرداخت. این کنسرت به مردمی شدن این ساز کمکِ بزرگی نمود.
در دهه ی 1780 پیانو معروفترین سازِ کلاویه ای شده بود. سرانجام در اوایل قرنِ نوزدهم پیانوهایی شبیه به پیانوهایِ امروزی که ما می شناسیم، ساخته شد. آهنگسازانِ بزرگِ رومانتیک قطعاتِ زیادی مانندِ پیانو کنسرتوها، سونات ها و قطعه هایِ زیبایِ دیگری که از تمامِ امکاناتِ این ساز استفاده می کردند، نوشتند. فرانتس لیست و پیانیست هایِ بزرگِ دیگر، در تمامِ اروپا در سالنهایِ با شکوه، با پیانو به اجرا پرداختند. اما زندگیِ پیانو از صد و پنجاه سال پیش تر و با یک سازِ پیانو فورته کوچک و ساده شروع شده بود.